السيد الطباطبائي

233

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

آن مىدهند ، در همه مواردى كه نمايش حركت و پيشرفت ( تحول و تكامل ) در آن هست اجرا كرده و قابل تطبيق مىدانند : در واقعيت جهانى طبيعت ، در فكر ، در همه شئون اجتماعى ، و از همين روى در هر پديده تازه مادى در هر فكر نو پيدايشى و در هر نمود وابسته به اجتماع از اقتصاد و سياست ، مردم و تاريخ و جز آنها « سنتز » فرض كرده و ريشه آن را ، يعنى دو پايه « تز » و « آنتىتز » آن را مىجويند . نقدى بر قانون تكاپوى طبيعت 1 - هنگامى كه به اين سه پايه : اثبات ، نفى ، و نفىنفى نگاه كرده به خارج تطبيق دهيم ، در برابر هر سه تا در خارج « اثبات » خواهيم يافت ، نه چيز ديگر . مثلًا در برابر نفى ما جوجه مىيابيم نه نفىتخم و ما در مقاله 2 نيز به ثبوت رسانيديم كه عدم و نفى يك معنا ساخته ذهنى است كه از وجود خارجى با نسبت گرفته مىشود و در همين سه‌پايهء تخم‌مرغ و جوجه و مرغ ، هر كدام عدم و نفى دوتاى ديگر مىباشد . پس پايه دوم - آنتىتز - نفى - تنها و تنها نفى پايه اول - تز اثبات - نبوده و چنان كه با نفى نسبى خود ، اثبات را دارد خود نيز اثباتى به اثبات افزوده و تكامل پايه اول را تأمين كرده ديگر آن پايه سوم - سنتز و نفىنفى - نمىباشد . و به عبارت ديگر در تكامل پايه اول نيازى به رسيدن پايه سوم نيست و اين كه گفته‌اند كه اگر نفى نباشد نوبه به نفىنفى نمىرسد ، درست است ولى با بودن نفى نيز نيازى در تحقق تكامل به نفىنفى نيست . آرى پايه سوم نيز نسبت به پايه دوم مانند پايه دوم است به پايه اول و در نتيجه روشن مىشود كه قانون تحول و تكامل را با دو پايه مىتوان توضيح داد و نيازى به پايه سوم نيست ، يعنى پايه دوم و سوم يكى است . 2 - قانون ، گذشته از اين كه درست تنظيم نشده و به جزء زايد مشتمل است ، فاسد نيز هست ، زيرا در هر سه مرتبه متوالى از جريان حوادث تحقق تكامل مرتبه اول را از مرتبه دوم نفى كرده و به دست مرتبه سوم مىسپارد و حال آن كه ، چنان كه بيان كرديم ،